آموزش دیجیتال مارکتینگ

۲۰ زیر شاخه رشته دیجیتال مارکتینگ

20 زیر شاخه

قطعا تا الان واژه دیجیتال مارکتینگ رو زیاد شنیدید و از اهمیت بالای آن خبر دارید، در دنیای امروز که عصر پادشاهی شبکه‌های اجتماعی و اینترنت می‌باشد، کسب و کارها هم کم کم وارد دنیای اینترنت شدند، چون هرجایی که مخاطب و مردم هستند ما به عنوان یک کسب و کار باید خودی نشان دهیم چون اگر ما این کار را نکنم نمی‌توانیم از رقبای خود پیشی بگیریم.

البته این به شدت مهم را به یاد داشته باشید: شما هیچوقت قادر نیستید تمامی شاخه‌های دیجیتال مارکتینگ را یاد بگیرید, چون هر کدام از این شاخه‌ها به حدی پر محتوا و علم هست که نمی‌توانید در تمامی آن‌ها متخصص بشید، پیشنهاد من این است آشناییتی با تمام رشته‌هل داشته باشید اما دیگر هر حوزه دیجیتال مارکتینگ به حدی بزرگ شده است که ما دیگر نمی‌توانید تمامی این رشته را یاد بگیریم و در تمام اون‌ها هم با تجربه باشیم.

اما اگر شما دنبال رشته‌های دیجیتال مارکتینگ هستید باید یکی از این سه دسته باشید، یا صاحب کسب و کارید یا رشته کاری شما دیجیتال مارکتینگ است یا می‌خواهید این رشته را شروع کنید, در هر صورت این مقاله برای شما مفید است چرا که من به صورت کامل صفر تا صد معرفی شاخه‌های دیجیتال مارکتینگ را انجام داده‌ام و هر کدام را توضیح می‌دهم تا ابهامی برای شما باقی نگذارم تا شما درگیر مقاله‌های متعدد نشوید. اگر دوست دارید با بازاریابی بیشتر آشنا شوید مقاله بازاریابی چیست ما را مطالعه کنید.

فهرست

دیجیتال مارکتینگ چیست

قبل از این که شاخه‌های دیجیتال مارکتینگ را توضیح دهیم اجازه دهید یک مروری بر معنی و مفهوم دیجیتال ماکتینگ داشته باشیم:

دیجیتال مارکتینگ یا بازاریابی دیجیتال یعنی تمامی فعالیت‌ها,  برنامه‌ها و کارهایی که ما برای بازاریابی در اینترنت انجام می‌دهیم, حالا این اینترنت ابزارهایی در اختیار ما می‌گذارد که بتوانیم خیلی بهینه‌تر، کم‌ هزینه‌تر و هدفمند‌تر بازاریابی انجام دهیم و در نتیجه هم ما نتیجه بهتری خواهیم گرفت و مخاطب یا مشتری‌های ما.

در حال حاضر چون اکثر مردم دنیا بیشتر زمان خود را از اینترنت استفاده می‌کنند، فرصتی را برای کسب و کارها ایجاد می‌کند تا با حضور خود در فضای اینترنت و استفاده مخاطب پسند از ابزارها مثل گوگل، اپلیکیشن، شبکه‌های اجتماعی و… بتوانند به اهداف بازاریابی و کسب و کار خود نزدیک شوند، امروزه بازاریابی در دنیای اینترنت یک بازاریابی مدرن است و تمامی کسب و کارها باید از آن استفاده کنند. اجازه دهید یک مثال کاملا عملی از دیجیتال مارکتینگ بزنم:

فرض کنید صاحب یک کسب و کار کوچک در فروش جواهرات دست ساز هستید و می خواهید به مشتریان بیشتری دست پیدا کنید و فروش را افزایش دهید. شما تصمیم می گیرید یک کمپین دیجیتال مارکتینگ برای تبلیغ محصولات خود به صورت آنلاین راه اندازی کنید.

ابتدا یک وب سایت ایجاد می کنید تا محصولات خود را به نمایش بگذارید و به مشتریان امکان خرید آنلاین را بدهید. سپس، شما شروع به استفاده از تکنیک‌های بهینه‌سازی موتور جستجو (SEO) می‌کنید تا مطمئن شوید که وب‌سایت شما در بالای صفحه‌های نتایج موتور جستجو ظاهر می‌شود.

در مرحله بعد، پروفایل های رسانه های اجتماعی را برای کسب و کار خود در پلتفرم هایی مانند فیس بوک و اینستاگرام تنظیم می کنید، جایی که می‌توانید عکس‌ها و اطلاعات محصولات خود را به اشتراک بگذارید و با مشتریان تعامل داشته باشید.

شما همچنین تصمیم می‌گیرید که برای دستیابی به مشتریان بالقوه بیشتری تبلیغات آنلاین اجرا کنید. شما تبلیغات هدفمندی ایجاد می کنید که در موتورهای جستجو و پلتفرم های رسانه های اجتماعی ظاهر می شوند و از داده های مربوط به جمعیت و علایق مشتری ایده آل خود استفاده می‌کنید تا اطمینان حاصل کنید که تبلیغات شما به افراد مناسب نشان داده می شود.

در نهایت، شما شروع به ارسال خبرنامه‌های ایمیلی برای مشترکین خود می کنید و تبلیغات ویژه و به روز رسانی محصولات جدید را ارائه می دهید.

همه این تاکتیک‌ها کمپین بازاریابی دیجیتال شما را تشکیل می‌دهند، با هدف دستیابی به افراد بیشتر و فروش بیشتر برای کسب و کار شما.

معرفی شاخه‌های دیجیتال مارکتینگ

الان که توضیحاتی از معنی و مفهوم دیجیتال مارکتینگ داده‌ام، حال وقت معرفی شاخه‌های دیجیتال مارکتینگ رسیده؛ اما توجه داشته باشید تمامی شاخه‌ها محبوب نیستند، شاخه‌های بسیار زیادی وجود دارد که بعضی از آن‌ها بسیار مورد نیاز بازار است و یادگیری آن مهم و بعضی از این شاخه‌ها زیاد محبوب نیستند، در این میان شاخه‌هایی هم هستند که در شاید در ایران بازار قوی ندارند اما در دنیا یک علم مدرن به حساب می‌آیند که در نهایت به شما خواهم گفت هر شاخه در کدام دسته قرار دارد.

بهینه‌سازی موتور جستجو (SEO)

SEO مخفف عبارت Search Engine Optimization به معنی بهینه‌سازی موتورهای جستجو است.

هنگامی که شما یک عبارت را در گوگل جستجو می‌کنید، موتور جستجو در میان میلیاردها صفحه وب می‌خزند تا مرتبط ترین و مفیدترین نتایج را بیابد و این کاریست که مخاطب می‌کند. هدف کسی که در حوزه سئو فعالیت می‌کند این است که اطمینان حاصل شود که وب سایت شما تا حد امکان در نتایج جستجو برای عبارات جستجوی مرتبط یا کلمات کلیدی ظاهر می‌شود.

دو نوع اصلی سئو وجود دارد: سئو داخلی و سئو خارجی که از صفحه سئوی درون صفحه شامل بهینه سازی محتوا و ساختار وب سایت شما، از جمله استفاده از کلمات کلیدی مرتبط، متا تگ ها و هدرها است. سئوی خارج از صفحه شامل ایجاد پیوندهایی به وب سایت شما از سایر وب سایت های معتبر و مرتبط است.

سئو به چند دلیل مهم است. اول، به افزایش دید و در معرض دید وب سایت شما کمک می کند، که می تواند منجر به ترافیک بیشتر و مشتریان بالقوه شود. دوم، کمک می کند تا وب سایت خود را به عنوان یک مرجع در صنعت خود معرفی کنید، که می تواند شهرت و اعتبار برند شما را بهبود بخشد. در نهایت، می تواند منجر به نرخ تبدیل بالاتر و افزایش درآمد شود.

تکنیک ها و استراتژی های مختلفی در سئو استفاده می شود، از جمله تحقیق کلمات کلیدی، تولید محتوا، لینک سازی و بهینه سازی وب سایت. توجه به این نکته ضروری است که سئو یک فرآیند مداوم است و به تلاش و به روز رسانی مستمر نیاز دارد تا با تغییرات الگوریتم موتورهای جستجو و رفتار کاربر همگام شود.

به طور خلاصه، سئو عمل بهینه سازی وب سایت شما برای رتبه بالاتر در صفحات نتایج موتورهای جستجو است. این شامل ترکیبی از تکنیک های درون صفحه و خارج از صفحه برای افزایش دید، اعتبار و ترافیک وب سایت شما است. با استراتژی های مناسب و تلاش مداوم، سئو می تواند به بهبود حضور آنلاین شما و در نهایت موفقیت کسب و کار کمک کند.

بازاریابی موتورهای جستجو (SEM)

SEM مخفف Search Engine Marketing است که یک استراتژی بازاریابی دیجیتال است که شامل ارتقای وب سایت ها از طریق افزایش دید آنها در صفحات نتایج موتورهای جستجو (SERP) از طریق تبلیغات پولی و بهینه سازی موتور جستجو (SEO) می شود.

SEM یک اصطلاح است که شامل دو استراتژی اصلی است: اولی تبلیغات جستجوی پولی و دوم سئو.

تبلیغات جستجوی پولی شامل قرار دادن تبلیغات در صفحات نتایج موتورهای جستجو است، جایی که تبلیغ کنندگان برای کلمات کلیدی خاص مرتبط با کسب و کارشان هزینه پرداخت می‌کنند و هنگامی که کاربر از طریق آن تبلیغ وارد سایت شود هزینه تبلیغات محاسبه می‌شود. از تبلیغ‌کنندگان فقط زمانی هزینه دریافت می‌شود که کاربر روی تبلیغ آنها کلیک کند، به همین دلیل به این کار پرداخت به ازای کلیک یا (PPC) می‌گویند.

از سوی دیگر، سئو شامل بهینه سازی محتوا و ساختار یک وب سایت برای بهبود رتبه آن در نتایج جستجوی ارگانیک است. نتایج جستجوی ارگانیک لیست هایی هستند که در زیر تبلیغات پولی ظاهر می شوند. سئو شامل تکنیک های مختلفی است که می‌توانید حتی رایگان هم انجامش دهید و در یه بازه زمانی قابل توجه به صفحه اول گوگل بیایید اما در تبلیغات به ازای هر کلیک یا ppc شما در بازه زمانی بسیار کوتاه در نتایج بالا می‌آیید اما به ازای هر مخاطبی مه از آن تبلیغ وارد سایت شما شود هزینه پرداخت می‌کنید.

یکی از مزایای اولیه SEM این است که به کسب و کارها اجازه می دهد به مشتریانی دست یابند که فعالانه به دنبال محصولات یا خدمات مرتبط با صنعت خود هستند. با هدف قرار دادن کلمات کلیدی خاص، کسب‌وکارها می‌توانند به کاربرانی دسترسی پیدا کنند که از قبل به آنچه ارائه می‌دهند علاقه‌مند هستند و احتمال تبدیل را افزایش می‌دهند. SEM همچنین کنترل بیشتری بر بودجه های تبلیغاتی ارائه می دهد، زیرا تبلیغ کنندگان می‌توانند محدودیت های روزانه یا ماهانه را برای هزینه های خود تعیین کنند.

به طور کلی، SEM یک استراتژی بازاریابی دیجیتال قدرتمند است که می‌توانید به کسب و کارها کمک کنید تا بازدید آنلاین از وبسایت خود را افزایش دهند و ترافیک هدفمند را به وب سایت خود هدایت کنند. چه از طریق تبلیغات جستجوی پولی و چه از طریق سئو، SEM ابزارها و استراتژی هایی را برای کسب و کارها فراهم می کند که برای دستیابی به مخاطبان هدف و دستیابی به اهداف بازاریابی خود نیاز دارند.

بازاریابی رسانه‌های اجتماعی (SMM)

SMM مخفف بازاریابی رسانه های اجتماعی است که شما در این رشته مسئولیت کارهایی مثل ارائه محصولات، خدمات, تولید محتوا, افزایش تعامل با مخاطب, افزایش بازدید و دنبال کننده و… را از طریق پلتفرم های مختلف رسانه های اجتماعی مانند تلگرام، توییتر، اینستاگرام، لینکدین و یوتیوب دارید. بازاریابی رسانه های اجتماعی می‌تواند برای ایجاد آگاهی از برند، افزایش ترافیک وبسایت و ایجاد فروش استفاده شود.

یکی از مزایای اصلی بازاریابی رسانه‌های اجتماعی این است که به کسب و کارها اجازه می‌دهد تا به مخاطبان زیادی و متنوع دست یابند. پلتفرم های رسانه‌های اجتماعی میلیاردها کاربر فعال دارند و کسب و کارها با ایجاد محتوای جذاب و ارزشمند می توانند فالوورهای خود را جذب و حفظ کنند. با ایجاد یک استراتژی قوی در رسانه های اجتماعی، کسب و کارها همچنین می‌توانند با مخاطبان خود اعتماد ایجاد کنند و یک پایگاه مشتری وفادار ایجاد کنند.

استراتژی های مختلفی وجود دارد که می‌تواند در بازاریابی رسانه‌های اجتماعی استفاده شود، از جمله ایجاد محتوای ارگانیک، بازاریابی تأثیرگذار، تبلیغات رسانه‌های اجتماعی و تعامل با جامعه. ایجاد محتوای ارگانیک شامل ایجاد پست‌ها، تصاویر و ویدیوهایی است که برای تعامل و اطلاع رسانی به دنبال کنندگان طراحی شده اند. اینفلوئنسر مارکتینگ شامل مشارکت با شخصیت‌های محبوب رسانه های اجتماعی برای تبلیغ محصولات یا خدمات است. تبلیغات رسانه‌های اجتماعی شامل پرداخت هزینه برای پست‌ها توسط اکانت آن شخص است.

برای موفقیت در بازاریابی شبکه‌های اجتماعی، داشتن یک استراتژی و اهداف مشخص بسیار مهم است. کسب و کارها باید مخاطبان هدف خود را شناسایی کنند و محتوایی را تولید کنند که متناسب با علایق و نیازهای آنها باشد. همچنین اندازه گیری موفقیت تلاش های بازاریابی رسانه‌های اجتماعی از طریق معیارهایی مانند نرخ تعامل، رشد فالوور و ترافیک وب سایت بسیار مهم است.

بازاریابی محتوا (Content Marketing)

بازاریابی محتوا یک رویکرد استراتژیک برای ایجاد و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و ثابت برای جذب و حفظ مخاطبان مشخص است. هدف نهایی بازاریابی محتوا این است که با ارائه محتوای مفید و آموزنده به مشتریان، اقدامات سودآوری مانند خرید یا افزایش تعامل با مخاطب با مخاطب‌ها ایجاد کند.

به طور خلاصه، بازاریابی محتوا شامل ایجاد و به اشتراک گذاری محتوا است، مانند پست های وبلاگ،ساخت تقویم محتوایی، ویدیوها، پادکست ها، پست های رسانه های اجتماعی و انواع دیگر محتوا که هدف آن آموزش، الهام بخشیدن یا سرگرم کردن مخاطبان هدف است. محتوا باید برای مخاطب ارزشمند باشد و نیازها و علایق آنها را برآورده کند.

شخصی که شغلش بازاریابی محتوا است باید با درک مخاطبان هدف و نیازهای آنها شروع کند. آنها باید در مورد نقاط دردناک، چالش ها و اهداف مخاطب تحقیق کنند و محتوایی ایجاد کنند که به این مسائل بپردازد. محتوا باید برای موتورهای جستجو بهینه شود تا دید و دسترسی آن را افزایش دهد و در کانال های مختلف تبلیغ شود تا مخاطب هدف را جذب کند.

علاوه بر این، کارشناس محتوا باید عملکرد محتوای خود را بسنجد و در صورت نیاز تنظیمات را انجام دهد. آنها باید شاخص های کلیدی عملکرد، مانند ترافیک وب سایت، نرخ تعامل، و نرخ تبدیل را ردیابی کنند و از این داده ها برای اصلاح استراتژی محتوای خود و بهبود نتایج خود استفاده کنند.

به طور کلی، این رشته یک فرآیند مداوم است که مستلزم درک عمیق مخاطبان هدف، تعهد به ارائه ارزش از طریق محتوا و تمایل به سنجش و بهبود عملکرد در طول زمان است.

بازاریابی ایمیلی (Email Marketing)

بازاریابی ایمیلی روشی برای ارسال پیام های تجاری به گروهی از افراد از طریق ایمیل است. هدف بازاریابی ایمیلی ایجاد رابطه با مشتریان فعلی یا بالقوه، ارتقای آگاهی از برند و در نهایت افزایش فروش است.

شما مسئول ایجاد و اجرای کمپین های ایمیلی خواهید بود. این کار شامل کارهایی مانند ساخت لیست ایمیل، ایجاد محتوای ایمیل جذاب، طراحی قالب های ایمیل، و ردیابی معیارهای ایمیل مانند نرخ باز شدن و نرخ کلیک است.

برای موفقیت در بازاریابی ایمیلی، باید درک قوی از مخاطبان هدف، توانایی ایجاد پیام‌های قانع‌کننده و شخصی‌سازی شده و آگاهی از بهترین شیوه‌های بازاریابی ایمیلی مانند اجتناب از محرک‌های هرزنامه و رعایت مقرراتی مانند GDPR و CAN-SPAM داشته باشد. .

علاوه بر این، شخصی که در بازاریابی ایمیلی کار می کند باید به طور مستمر کمپین های ایمیل را بر اساس داده های عملکرد تجزیه و تحلیل و بهینه سازی کند تا نرخ تعامل و تبدیل را افزایش دهد. آنها همچنین باید با روندها و فناوری های نوظهور در بازاریابی ایمیلی به روز بمانند تا مطمئن شوند که کمپین هایشان موثر و مرتبط باقی می مانند.

اینفلوئنسر مارکتینگ (Influencer Marketing)

اینفلوئنسر مارکتینگ نوعی از بازاریابی می‌باشد که شامل استفاده از افرادیست که دنبال کنندگان زیادی دارند و در پلتفرم های رسانه های اجتماعی نفوذ دارند تا محصول یا خدماتی را تبلیغ کنند. اینفلوئنسرها می توانند وبلاگ نویسان، اینفلوئنسرهای رسانه‌های اجتماعی، افراد مشهور یا کارشناسان یک حوزه تخصصی باشند که اعتبار خود را نزد مخاطبان خود ایجاد کرده‌اند و به عنوان منابع اطلاعاتی و یک شخص مورد اعتماد دیده می شوند.

هدف اینفلوئنسر مارکتینگ استفاده از نفوذ اینفلوئنسرها برای ارتقای یک برند یا محصول و افزایش دید، تعامل و در نهایت فروش است. اینفلوئنسر می‌تواند پست‌های حمایت‌شده، نقد و بررسی‌ها، نمایش محصول یا تاییدیه‌ها را در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی خود به اشتراک بگذارد تا به دنبال‌کنندگان و مخاطبان بالقوه جدید ما برسد.

شما معمولاً مسئول شناسایی و تحقیق اینفلوئنسرهای بالقوه، توسعه و مدیریت روابط با اینفلوئنسرها، ایجاد و اجرای کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ، ردیابی و تجزیه و تحلیل عملکرد کمپین، و همکاری با سایر تیم‌های بازاریابی و خلاق برای اطمینان از همسویی با اینفلوئنسرها هستید.

مثلا برای موفقیت در اینفلوئنسر مارکتینگ، مهم است که اینفلوئنسرهای مناسب را انتخاب کنید که با برند و مخاطبان هدف همسو باشند، اهداف و معیارهای کمپین روشنی تعیین کنند، محتوای معتبر و جذابی تولید کنند که با مخاطبان طنین انداز شود، و به طور مداوم عملکرد را بر اساس داده‌ها و تجربیات پیگیری و بهینه کند.

افیلیت مارکتینگ (Affiliate Marketing)

افیلیت مارکتینگ یا همکاری در فروش یک استراتژی بازاریابی مبتنی بر عملکردی است که در آن یک کسب‌ و کار به ازای هر مشتری که از طریق تلاش‌های بازاریابی شما وارد می‌شود، بخشی از سود را به شما پاداش می‌دهد. به عبارت دیگر، شما یک محصول یا خدمات را تبلیغ می‌کنید و زمانی که مشتری آن محصول یا خدمات از هر طریق محصولی خریداری کند، شرکت ثاحب محصول به شما کمیسیون می‌دهد.

همکاری در فروش می‌تواند راهی مقرون‌به‌صرفه برای کسب‌وکارها باشد تا به مخاطبان بیشتری دست یابند و فروش را افزایش دهند، و در عین حال راهی برای کسب درآمد از حضور آنلاین خود به شرکت‌های وابسته ارائه می‌دهند. شما باید بتوانید روابط خود را با شرکت‌های وابسته ایجاد و حفظ کنید، درک کاملی از مخاطبان هدف خود داشته باشند و بتوانند کمپین های بازاریابی موثری را برای هدایت ترافیک و فروش ایجاد کنند. علاوه بر این، شما باید در مورد روندها و تغییرات آن حوزه و  به‌روز باشید.

بازاریابی موبایلی (Mobile Marketing)

بازاریابی موبایلی به فعالیت های بازاریابی اطلاق می شود که برای دستگاه های تلفن همراه، مانند گوشی های هوشمند و تبلت ها هدف گذاری می‌شوند. این نوع بازاریابی شامل طیف وسیعی از استراتژی‌هایی از جمله پیام کوتاه برنامه‌های کاربردی تلفن همراه و تبلیغات موبایلی است.

شما باید درک قوی از اکوسیستم تلفن همراه داشته باشید، از جمله اینکه مصرف کنندگان چگونه از دستگاه های تلفن همراه استفاده می کنند و چگونه می‌توان از فناوری تلفن همراه برای اهداف بازاریابی استفاده کنید. شما همچنین باید با پلتفرم‌های تبلیغات موبایلی و ابزارهای تجزیه و تحلیل تجربه داشته باشید و بتوانید محتوای سازگار با موبایل ایجاد کنید که برای دستگاه‌های مختلف تلفن همراه بهینه شده باشد.

یک بازاریاب موبایل باید بتواند کمپین های بازاریابی موبایلی را ایجاد کند که مخاطبان خاصی را هدف قرار داده و به اهداف تجاری خاصی دست یابد. آن‌ها باید بتوانند موفقیت این کمپین ها را با استفاده از معیارهای مربوطه، مانند نرخ کلیک، نرخ تبدیل، و نرخ تعامل اندازه گیری کنند. آنها همچنین باید بتوانند با آخرین روندها و بهترین شیوه ها در بازاریابی تلفن همراه، از جمله استفاده از فناوری های نوظهور مانند واقعیت افزوده و پرداخت های موبایلی، به روز بمانند.

بازاریابی ویدئویی (Video Marketing)

بازاریابی ویدئویی نوعی از بازاریابی دیجیتال است که شامل ایجاد و به اشتراک گذاری ویدیوها برای تبلیغ یک محصول، خدمات یا نام تجاری است. می‌توان از آن برای اهداف مختلفی مانند افزایش آگاهی از برند، افزایش ترافیک وب سایت، تولید سرنخ و افزایش فروش استفاده کرد.

یک استراتژی بازاریابی ویدیویی موفق نیاز به برنامه ریزی و اجرای دقیق دارد. اولین قدم شناسایی مخاطبین هدف و تعیین نوع ویدیوهایی است که با آنها طنین انداز می شود. این ویدئوها می‌توانند در قالب‌های مختلفی مانند نمایش محصولات، ویدئوهای توضیحی، آموزش نحوه انجام کار، توصیه‌های مشتری و غیره باشند.

مرحله بعدی توزیع ویدئوها در پلتفرم های مختلف مانند یوتیوب، فیس بوک، اینستاگرام، لینکدین و… است. بهینه سازی ویدیوها برای هر پلتفرم برای اطمینان از حداکثر تعامل ضروری است.

شخصی که شغلش بازاریابی ویدیویی است باید مهارت های قوی در ویرایش ویدیو داشته باشد و بتواند محتوای بصری جذابی ایجاد کند که با پیام ها و ارزش های برند همسو باشد. آنها همچنین باید در بازاریابی رسانه های اجتماعی مهارت داشته باشند و نحوه بهینه سازی ویدیوها را برای پلتفرم های مختلف بدانند. علاوه بر این، آنها باید بتوانند عملکرد کمپین های بازاریابی ویدیویی خود را تجزیه و تحلیل کنند و تصمیمات مبتنی بر داده را برای بهبود نتایج اتخاذ کنند.

بازاریابی پادکست (podcast Marketing)

بازاریابی پادکست استفاده از پادکست به عنوان ابزاری برای تبلیغ و بازاریابی یک برند، محصول یا خدمات است. این کار شامل ایجاد یا حمایت از پادکست‌هایی است که با مخاطب هدف مرتبط هستند و از آنها برای تعامل با شنوندگان و ایجاد آگاهی از برند استفاده می‌کنند.

شما باید مخاطبان هدف را شناسایی کنید، محتوای پادکست جذاب ایجاد کنید، پادکست را برای موتورهای جستجو بهینه کنید و پادکست را از طریق کانال های مختلف مانند رسانه های اجتماعی، بازاریابی ایمیلی و… تبلیغ کنید. شما همچنین باید موفقیت پادکست را از طریق معیارهایی مانند تعداد دانلودها، تعداد بازدید و سطوح تعامل پیگیری کنند و استراتژی را بر اساس آن برای دستیابی به نتایج مطلوب تنظیم کنند. در نهایت، هدف بازاریابی پادکست استفاده از این رسانه به عنوان راهی برای دسترسی و تعامل با مخاطبان گسترده‌تر و افزایش نفوذ و اقتدار برند در صنعت آن است.

تجزیه و تحلیل وبسایت (Web Analytics)

تجزیه و تحلیل وب فرآیند جمع آوری، اندازه گیری، تجزیه و تحلیل و گزارش داده های وبسایت برای درک رفتار کاربر و بهینه سازی عملکرد وبسایت است. این شامل استفاده از ابزارهای مختلف برای ردیابی ترافیک وبسایت، تعامل کاربر، نرخ تبدیل و سایر شاخص های کلیدی عملکرد است.

مسئولیت شما این است که درک قوی از ابزارهای تجزیه و تحلیل وب سایت مانند Google Analytics، Adobe Analytics یا ابزارهای مشابه داشته باشید و باید بتوانید داده‌ها و تمام موارد مهم این ابزارها را تحلیل کنید و از آن‌ها برای بهبود عملکرد وب سایت و تجربه کاربر استفاده کنید. همچنین باید از تجزیه و تحلیل داده‌ها و مفاهیم آماری برای نتیجه گیری معنادار از داده ها آگاهی داشته باشید.

نقش یک تحلیلگر وب این است که با ارائه بینش در مورد رفتار کاربر، شناسایی زمینه های بهبود و ردیابی پیشرفت به سمت اهداف تجاری، به کسب و کارها در تصمیم گیری های مبتنی بر داده کمک کند. آن‌ها ممکن است با تیم‌های بازاریابی برای بهینه‌سازی کمپین‌ها، تیم‌های محصول برای بهبود تجربه کاربر، یا مدیران اجرایی برای ارائه راه‌های مبتنی بر داده برای استراتژی کسب‌وکار کار ایجاد کنند.

مدیریت کمپین (Campaign Manager)

مدیر کمپین، نقشی است که مسئول برنامه ریزی، اجرا و مدیریت کمپین های مختلف بازاریابی برای دستیابی به اهداف خاص سازمان است. یک مدیر کمپین معمولاً در بخش مارکتینگ کار می‌کند و با تیم‌های دیگر مانند دیجیتال مارکتینگ، رسانه‌های اجتماعی برای توسعه کمپین‌های بازاریابی یکپارچه همکاری می کند.

مسئولیت اصلی یک مدیر کمپین نظارت بر برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی کمپین های بازاریابی است. آنها با تیم های دیگر برای شناسایی مخاطبان هدف، تعریف اهداف و ایجاد استراتژی های بازاریابی کار می کنند. آنها مسئول تخصیص بودجه، انتخاب کانال های مناسب برای کمپین های بازاریابی و اطمینان از اینکه کمپین ها به موقع و در چارچوب بودجه ارائه می شوند، هستند.

برای برتری در این نقش، یک مدیر کمپین باید مهارت های مدیریت پروژه قوی، مهارت های ارتباطی و بین فردی عالی، و توانایی کار به خوبی تحت فشار داشته باشد. آنها باید با کانال های مختلف بازاریابی آشنا باشند و درک خوبی از ابزارها و تکنیک های بازاریابی دیجیتال داشته باشند.

علاوه بر این، یک مدیر کمپین باید بتواند داده های کمپین را برای سنجش اثربخشی و بهینه سازی عملکرد کمپین تجزیه و تحلیل و تفسیر کند. آنها همچنین باید بتوانند گزارش های واضح و مختصری را در مورد موفقیت کمپین ها به مدیریت ارشد ارائه کنند و برای بهبودهای آتی توصیه هایی ارائه کنند. به طور کلی، یک مدیر کمپین مسئول اطمینان از موفقیت کمپین های بازاریابی در دستیابی به اهداف تجاری است.

دیجیتال برندینگ (Digital Branding)

برندسازی دیجیتال فرآیند ایجاد و تبلیغ یک برند به صورت آنلاین از طریق کانال های دیجیتال مختلف مانند رسانه های اجتماعی، وب سایت ها و دیگر پلتفرم های آنلاین است. این شامل ایجاد یک هویت برند منحصر به فرد، ایجاد محتوایی که با ارزش های برند همسو باشد و درگیر شدن با مخاطبان هدف است.

شخصی که شغلش برندسازی دیجیتال است باید روی توسعه یک استراتژی جامع برندینگ دیجیتالی تمرکز کند که عناصر مختلفی مانند پیام‌رسانی برند، طراحی بصری و… را در خود جای دهد. آن‌ها همچنین باید عملکرد برند را در کانال‌های دیجیتال مختلف نظارت و تجزیه و تحلیل کنند و استراتژی خود را بر این اساس تنظیم کنند تا از حضور ثابت و مؤثر برند آنلاین اطمینان حاصل کنند. علاوه بر این، آنها باید با آخرین روندها و فناوری‌های دیجیتال مارکتینگ به روز باشند تا به طور مستمر حضور دیجیتالی برند را بهینه کنند.


بازاریابی عملکرد (Performance Marketing)

بازاریابی عملکردی شکلی از بازاریابی دیجیتال است که بر روی هدایت نتایج قابل اندازه گیری مانند ترافیک وبسایت، سرنخ ها و فروش از طریق کانال‌ها و تاکتیک‌های مختلف تمرکز دارد. برخلاف بازاریابی سنتی، که در آن آگاهی از برند هدف اصلی است، بازاریابی عملکرد بیشتر مبتنی بر داده و نتیجه‌گرا است.

هسته اصلی بازاریابی عملکرد استفاده از معیارها و تجزیه و تحلیل برای ردیابی و بهینه سازی کمپین ها در زمان واقعی است. با استفاده از شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) مانند هزینه هر خرید (CPA)، بازده هزینه تبلیغات (ROAS) و نرخ تبدیل، بازاریابان عملکرد می‌توانند تصمیمات مبتنی بر داده را برای بهینه‌سازی کمپین‌ها و بهبود نتایج اتخاذ کنند.

به‌عنوان یک بازاریاب عملکرد، مسئولیت‌های اصلی شما شامل توسعه و اجرای استراتژی‌هایی برای جذب تبدیل، ردیابی و تجزیه و تحلیل عملکرد کمپین، مدیریت بودجه، و همکاری با تیم‌های دیگر، مانند خلاق و تحلیل، برای اطمینان از موفقیت کمپین‌ها است.

برای موفقیت در بازاریابی عملکرد، باید درک قوی از کانال های بازاریابی دیجیتال، مانند جستجوی پولی، تبلیغات رسانه های اجتماعی و بازاریابی ایمیلی، و همچنین توانایی تجزیه و تحلیل داده ها و استفاده از بینش برای بهینه سازی کمپین ها داشته باشید. همچنین باید با آزمایش و آزمایش تاکتیک ها و استراتژی های مختلف برای بهبود عملکرد راحت باشید.

به طور کلی، هدف از بازاریابی عملکرد، به دست آوردن نتایجی است که تأثیر مثبتی بر روی خط نهایی داشته باشد. با آزمایش و بهینه‌سازی مداوم کمپین‌ها، بازاریابان عملکرد می‌توانند به کسب‌وکارها کمک کنند تا به اهداف بازاریابی خود دست یابند و باعث رشد شوند.

داده کاوی (Data Mining)

داده کاوی فرآیند استخراج الگوها و دانش از مقادیر زیادی داده با استفاده از تکنیک های آماری و محاسباتی است. هدف کشف بینش هایی است که می تواند به کسب و کارها در تصمیم گیری آگاهانه کمک کند. فردی که شغلش داده کاوی است باید درک قوی از آمار و علوم کامپیوتر و همچنین تخصص در زبان های برنامه نویسی مانند Python  مهارت داشته باشد. آن‌ها همچنین باید بتوانند با مجموعه داده های بزرگ کار کنند و ذهنیت تحلیلی برای شناسایی الگوها و الگوها داشته باشند. روندها کار آن‌ها شامل جمع‌آوری داده‌ها از منابع متعدد، تمیز کردن و تبدیل داده‌ها و استفاده از الگوریتم‌های پیشرفته برای کشف بینش‌های معنادار است. هدف نهایی استفاده از این بینش ها برای بهبود فرآیندهای تجاری، شناسایی فرصت های جدید و تصمیم گیری های مبتنی بر داده است.

گیمیفیکیشن (Gamification)

گیمیفیکیشن در کسب و کار استفاده از عناصر بازی در زمینه های غیربازی، مانند عملیات کمپین‌ها یا بازاریابی، برای جذب مشتریان یا سرنخ و هدایت رفتارها یا اقدامات خاص کاربران است. این رویکرد برای افزایش انگیزه، بهبود تجربه کاربر و تقویت حس رقابت یا موفقیت در بین کاربران استفاده می‌شود.

اگر شما می‌خواهید گیمیفیکیشن در کسب و کار متمرکز باشید باید اصول طراحی بازی، روانشناسی و تجزیه و تحلیل داده ها را به خوبی درک کنید. شما برای شناسایی اهداف کسب وکار که می‌توانند از گیمیفیکیشن سود ببرند، کار می‌کنید و بازی‌ها یا تجربیاتی شبیه به بازی را طراحی می‌کنند که برای مخاطبان و اهداف خاص طراحی شده‌اند. آنها همچنین بر رفتار کاربر نظارت می کنند و داده ها را برای بهبود اثربخشی استراتژی گیمیفیکیشن در طول زمان تجزیه و تحلیل می کنید. علاوه بر این، باید در انتقال ارزش گیمیفیکیشن به ذینفعان و اطمینان از همسویی آن با استراتژی کلی کسب و کار مهارت داشته باشند.

اتوماسیون بازاریابی (Marketing Automation)

اتوماسیون بازاریابی به استفاده از پلتفرم‌های نرم‌افزاری برای خودکارسازی وظایف و فرآیندهای بازاریابی تکراری، مانند تولید سرنخ، پرورش سرنخ، کمپین‌های ایمیل، پست‌های رسانه‌های اجتماعی و تقسیم‌بندی مشتریان اشاره دارد. هدف از اتوماسیون بازاریابی ساده‌سازی تلاش‌های بازاریابی، صرفه‌جویی در زمان و بهبود کارایی و اثربخشی استراتژی‌های بازاریابی است.

شما باید با پلتفرم های مختلف نرم افزار اتوماسیون بازاریابی آشنا باشید و نحوه استفاده از آنها برای طراحی و اجرای کمپین‌های بازاریابی را بدانید. همچنین باید درک کاملی از استراتژی های بازاریابی، تجزیه و تحلیل داده ها و رفتار مشتری برای بهینه سازی کمپین ها و بهبود بازگشت سرمایه داشته باشید. برای شما ضروری است که با فناوری ها و روندهای بازاریابی جدید همراهی باشید، کمپین ها را به طور مستمر نظارت و ارزیابی کنید و استراتژی ها را در صورت نیاز تنظیم کنید و با سایر اعضای تیم بازاریابی مانند سازندگان محتوا، مدیران رسانه های اجتماعی و تحلیلگران داده همکاری نزدیک داشته باشید تا از یکپارچگی یکپارچه تلاش های بازاریابی اطمینان حاصل کنند.

کپی رایتینگ (Copywriting)

کپی رایتینگ هنر و علم نوشتن متنی متقاعد کننده و قانع کننده است که افراد را به انجام اقداماتی مانند خرید، ثبت نام در خبرنامه یا کلیک کردن بر روی یک پیوند تشویق می‌کند. هدف کپی رایتینگ تأثیرگذاری و متقاعد کردن خواننده به گونه ای است که در نهایت به نفع کسب و کار باشد.

شما باید مسئول درک قوی از مخاطب هدف، محصول یا خدمات ارائه شده و پیام های کلیدی که باید منتقل شود داشته باشید و باید در نوشتن واضح و مختصر که هم جذاب و هم آموزنده باشد مهارت داشته باشید همچتین باید بتوانید سبک نوشتاری خود را با رسانه ها و پلتفرم های مختلف مانند رسانه‎‌های اجتماعی، بازاریابی ایمیلی یا وبسایت تطبیق دهید و باید درک کاملی از SEO و نحوه استفاده از کلمات کلیدی و عبارات مرتبط در نوشته های خود برای بهبود رتبه بندی موتورهای جستجو داشته باشید.

نویسندگی تجربه کاربری (UX Writing)

نوشتن تجربه کاربری که هنر طراحی و ساخت کلمات، متن و زبان مورد استفاده در رابط های دیجیتال برای ایجاد یک تجربه کاربری مثبت است. این شامل ایجاد محتوای واضح، مختصر و کاربرپسند است که کاربران را از طریق محصول یا خدمات راهنمایی می کند، تعامل را افزایش می دهد و تبدیل‌ها را افزایش می‌دهد.

وظیفه نویسنده UX همکاری نزدیک با طراحان، توسعه دهندگان و سایر همکاران مرتبط برای ایجاد نسخه‌ای است که به کاربران کمک می کند تا اهداف خود را انجام دهند و در عین حال با برند و لحن صدای شرکت هماهنگی داشته باشند. آنها باید درک عمیقی از نیازها، احساسات و رفتارهای کاربر داشته باشند و از این دانش برای ایجاد نسخه ای همدلانه، جذاب و آموزنده استفاده کنند. هدف آنها اطمینان از این است که کاربران می توانند با یک محصول یا خدمات به روشی یکپارچه، شهودی و لذت بخش تعامل داشته باشند.

شاخه‌هایی که بسیار جدید یا نیاز بازار است

  1. بازاریابی عملکرد (Performance Marketing)
  2. مدیریت کمپین (Campaign Manager)
  3. اتوماسیون بازاریابی (Marketing Automation)
  4. تجزیه و تحلیل وبسایت (Web Analytics)
  5. بازاریابی رسانه‌های اجتماعی (SMM)

دیدگاهتان را بنویسید