نداشتن استراتژی و مدیریت استراتژیک، دقیقا مانند آن است که شما اهدافی دارید و میخواهید به آن دست یابید! اما نه میدانید کجا هستید نه میدانید چطور باید بروید، فقط میدانید که باید برسید، طبیعتا این نوع تصمیمگیری بسیار ضعف دارد و میتواند باعث نابودی سازمان شما شود؛ وقتی شما میدانید کجا قرار دارید و به دنبال یک هدف مشخص هستید، این کافی نیست بلکه نوع رسیدن شما هم به این هدف مهم است و شما باید با جزئیترین برسیها مشخص کنید چگونه قرار است به آن هدف برسید؟ ما در این مقاله مدیریت استراتژیک را کامل توضیح میدهیم.

مدیریت استراتژیک چیست
مدیریت استراتژیک چیست؟
به بیان ساده مدیریت استراتژیک یک یا چندین تصمیم و اقدام مدیریتی میباشد که شما برای اهداف بلندمدت سازمان انجام میدهید، یعنی شما در استراتژیتان راجب تحلیلهای swot یا تحلیل pestel حتی تحلیل رقبا و تحلیل محیط داخلی و محیط بیرونی سازمان و خیلی موضوعات دیگه برسی و نحقیق میکنید که اینها در استراتژی کسب و کار شما است این موضوع بسیار به بازاریابی هم مرتبط است و برای این کار شما باید با مارکتینگ آشنایی داشته باشید.
تاریخچه مدیریت استراتژیک
مدیریت استراتژیک قدمت طولانی دارد و معمولا در جنگها از آن استفاده میشد اما اهمیت این رشته در سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ بیشتر شد، داشتن اشتراتژی در حال حاضر یک ضرورت برای کسب و کارها سازمان ها و حتی دولتها میباشد، زیرا تمام ما یک اهدافی دارید و برای رسیدن به آن اهداف نیاز داریم مسیر را رسم کنیم و طبق یک اصولی به سمت هدف حرکت کنیم قطعا به این شکل نیست که هدفی بگذاریم و هرکسی در تیم ما هرطور که بخواهد مسیرش را رسم کند و حرکت کند، من به عنوان شخصی که وظیفهی مدیریت را دارم باید دست به اصلاحاتی بزنم که در ادامه توضیح خواهم داد.

مزایای مدیریت استراتژیک
مزایای مدیریت استراتژیک
مزایای مدیریت استراتژیک را میتوانیم به ۲ دسته مالی و غیر مالی تقسیم کنیم:
مزایای مالی مدیریت استراتژیک
- تولید را بهبود میدهد
- سود را افزایش میدهد
- مشخص شدن مخارج و بدهیها
- نظارت بر نقدینگی
مزایای غیر مالی مدیریت استراتژیک
- توجه به استراتژی رقیب را افزایش میدهد
- امکان گرفتن و دادن بازخورد طبق اهداف مشخص شده را فراهم میسازد
- رشد شرکت را توسعه میدهد
- مسائل و محیط داخلی و خارجی از قبل برسی میشود
- آماده بروز مشکلها هستیم با هر بحرانی نابود نمیشویم
- تصمیمگیری موثرتر و هدفمندتر و بهتری انجام میدهیم
- امکان شناسای اولویتبندی از فرصتها را داریم
- اثرات شرایط بحرانی کسب و کار را به حداقل میرساند
- امکان صرفهجویی در زمان و استفاده آن در جاهای مورد نیازتر را پیدا میکنیم.

فرایند مدیریت استراتژیک
فرآیند مدیریت استراتژیک
فرآیند مدیریت استراتژیک، شامل هدفگذاری، توسعه، اجرا و تحلیل استراتژی است؛ اگر میخواهد به مقصد و هدف سازمانی خود نزدیک شوید و بهترین استراتژی را پیاده یا مدیریت کنید باید روی تک تک این موارد تمرکز کنید، توحه داشته باشید که اگر هر یک از مراحل زیر را درست انجلم ندهید ممکن است با مشکلی در روند اجرای استراتژی رو به رو شوید.
موقعیت فعلی
در حال حاضر شما کجا قرار داید؟ این سوال مهمی است که باید خیلی دقیق به آن پاسخ دهید، سوالی که سایر فرایند هم به آن مرتبط است، برای مثال شما در حال حاضر چند درصد سهم بازار را در اختیار دارید؟ مشتریهای وفادار شما چقدر هستند؟ ماهانه فروشتان را اندازهگیری کردید؟ هرچیزی که باعث میشود شما دیدگاه بهتر و کاملتری به کسب و کارتان داشته باشید را یادداشت کنید.
هدفگذاری
یادتان هست گفتم هر فرایند به هم مرتبط هستند؟ الان نسبت با موقعیت فعلی خود مشخص کنید چه اهدافی دارید؟ ایا هدف شما قابل دستیابی میباشد؟ مثلا اگر شما کسب و کار کوچکی دارید هدف شما هیچوقت نمیتواند ۲۰% سهم بازار باشد! اصلا شما چطور مشخص کردید سهم از بازارتان چقدر است و یا حجم بازاری که در آن هستید چقد است؟ هدف شما باید زمان داشته باشد که تا چه زمانی شما به آن هدف میرسید؟ پیشنهاد میکنم از الگوی smart یا الگوی اسمارت برای هدفگذاری استفاده کنید.
تجزیه و تحلیلهای محیطی
در این نقطه باید هدفگذاری را ارائه دهید و مشخص شود شما کجا هستید و کجا میخواهید بروید؟ اینجا رقبا باید مشخص شود و تحلیل کنید و برای این رقیبها مزیت رقبابتی داشته باشید، این مزیت شامل ارسال رایگان یا بهترین کیفیت کمترین قیمت نیست! شما باید یک مزیت واقعی برای کسب و کارتان مشخص کنید، بعد از آن باید محیط داخلی و بیرونی سازمان را تحلیل کنید که در آینده و در مشکلات و چالشها به مشکل بر نخورید.
تدوین استراتژی
الان زمان استراتژی فرا رسیده یعنی اصل ماجرا، ما این همه تحلیل کردیم تا به اینجا برسیم و حالا اگر نکات بالا را درست انجام داده باشیم میتوانیم یک استراتژی خلاقانه پیاده کنیم، چون شما در این نقطه هم میدانید کجا هستید؟ کجا باید بروید؟ کسانی که در این مسیر همراه شما یا رقیب شما هستند چه کسانی و با چه نقاط قوت و ضعفی هستند؟ چه عوامل خارجی و داخلی امکان دارد برای شما مشکل ایجاد کند؟ که در این نقطه باید به آن بپردازید و برایش استراتژی و راهحل مشخص کنید.
اجرای استراتژی
الان که استراتژی شما مشخص شد زمان اجرا رسیده، در زمان استراتژی شما باید برای اجرای استراتژی هم دقیقا همه نکات را مشخص کرده باشید یعنی باید مشخص شود که چه کسی باید در چه زمانی چه کاری را به مدیریت چه کسی انجام دهد تا این سازمان به اهدافش نزدیک شود.
بازخورد
ما در حال حاضر استراتژی خود را تدوین کردیم و در حال اجرای آن هستیم، در مدتی که میگذرد باید یک بازخوردی از اجرای استراتژی داشته باشیم که آن چیزی که تدوین کردیم چقدر صحیح عمل میکند؟ در این زمان ما اگر از استراتژی خود راضی نبودیم باید تغییراتی ایجاد کنیم اگر همه چیز باب میل شما نبود باید کل استراتژی یا کل فرایند استراتژی و مدیریت استراتژک را تغییر دهید.
انواع استراتژی
استراتژی های بسیار زیادی در مدیریت استراتژیک وجود دارد چند مورد آن میتوان به استراتژی توسعه بازار، استراتژی افزایش سهم بازار، استراتژی توسعه محصول، استراتژی ورود با بازار، استراتژی تدافعی و… اشاره کرد؛ اما من در ادامه ۳ استراتژی مهم رو به شما توضیح خواهم داد تا با آن بتوانید یک استراتژی برای محصول یا برندتان ایجاد کنید. عموما محصولاتی که در بازار هستن یکی از این ۳ استراتژی را دارند:
رهبری هزینه(Cost Leadership)
این استراتژی در واقع به معنای ایجاد یک مزیت رقابتی مبنی بر رهبری هزینه است، یعنی تا حدی هزینههای تولید به حدی پایین میآید تا یک مزیت رقابتی ایجاد میکند اما باید توجه داشته باشید برای پایین آوردن هزینه چقدر از کیفیت زده میشود؟ آیا برای مشتری ارزش دارد؟ یک نمونه از این را میتوانیم شهر فرش تهران را مثال بزنیم که در تبلیغات خود از این روش استفاده میکرد و میگفت: “من پایینترین قیمت را در بین محصولات دارم و اگر کسی این محصول را جایی ارزانتر پیدا کرد میتواند درخواست برگشت هزینه پرداختی را داشته باشد” که این روش واقعا جواب داد!
تمایز(Differentiation)
این روش دقیقا کاری است که شرکت اپل با محصولات خود مثل آیفون انجام میدهد، تمایز شما باید روی محصولاتتان باشد، یکی دیگه از مزیتهایش این است که برندتان در ذهن مشتری مثبتتر است چون تمرکز شما روی محصولات است و اجناس خود را با هزینه مناسب و با کیفیت و مزیت رقابتیی مناسبی عرضه میکنید؛ البته نمیتوان گفت رهبری هزینه بهتر است یا تمایز یا تمرکز, بسته به نیاز بازار و نیاز شما و نوع کسب و کار و… باید مشخص کنید کدام برای شما بهترین است.
تمرکز(Focus)
این روش برای شما حاشیه سود خوبی فراهم میکند و محصولی آماده میکنید تا واقعا بدرخشد؛ شما در این روش برایتان قیمت اولویت ندارد بلکه تمایز داشتن نسبت به رقبا و قدرت شخصی سازی بودن این امکان را فرآهم میکند تا بتوانید محصولاتتان را به قشر ثروتمند عرضه کنید، یک مثال مشخص برای این روش شرکت رولز رویس است، این شرکت ماشینهای خود را با قدرت شخصی سازی بسیار بالا عرضه میکند و امکان خاص بودن و تمایز داشتن ماشین با بقیه افراد را به مشتری میدهد، یکی از دلایل گران قیمت بودن این خودرو همین موضوع است. اگر روشی که شما در پیش دارید تمرکز باشد، باید بدانید مخاطبهای این دسته بسیار کمتر از رهبری هزینه میباشد، مخصوصا در ایران به دلیل وضعیت اقتصادی, مردم خیلی کمتری حاضر به خرید محصولاتی هستند که از روش تمرکز استفاده میشود اما نکته مثبت این است که رقابت بسیار کمتری در استراتژی تمرکز وجود دارد.

چطور برنامه ریزی مدیریت استراتژیک کنیم؟
چطور برنامه ریزی مدیریت استراتژیک کنیم؟
در این مقاله از تعریف مدیریت استراتژیک گرفته تا انواع استراتژیها را تا حدی توضیح دادیم شما میتوانید به حدی که آموزش دیدید عمل کنید که اتفاقا این کار را هم پیشنهاد میکنم اما اجرای مدیریت استراتژیک نیاز به علمی دارد که این مقاله به تنهایی پاسخگوی آن نیست مثلا شما باید از ماتریسها برای مدیریت استراتژیک استفاده کرده باشید و باید تحقیقات بازار و بازاریابی انجام داده باشید تا مدیریت استراتژیک شما بهتر انجام شود، اما جای نگرانی نیست من در آینده یک ویدیو کامل و با جزئیات آماده خواهم کرد و تمام آنها را با مثال توضیح خواهم داد تا بتوانید صفر تا صد مدیریت استراتژیک خود را انجام دهید، من در ادامه کتابهایی معرفی میکنم که خواندن آن ها بسیار به افزایش علم و آگاهی شما در این زمینه کمک میکند.
استراتژی بازاریابی
یکی از مهمترین بخشهای مدیریت استراتژیک، تدوین استراتژی بازاریابی است که نقش کلیدی در موفقیت کسبوکارها ایفا میکند. این استراتژی شامل تحلیل بازار، شناخت مشتریان هدف، تعیین مزیت رقابتی و انتخاب بهترین روشهای تبلیغاتی و توزیع محصولات است. یک استراتژی بازاریابی مؤثر به کسبوکارها کمک میکند تا سهم بازار خود را افزایش داده، روابط پایدار با مشتریان ایجاد کنند و در برابر تغییرات محیطی انعطافپذیر باشند. برای آشنایی بیشتر با اصول و انواع استراتژیهای بازاریابی، میتوانید مقاله استراتژی بازاریابی را مطالعه کنید.
